تنهاترین ستاره
  
 سلام
 
اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
آرشیو
 
دوشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1387
نه...تردیدی بر جای نمانده است مگر قاطعیت وجود تو کز سرانجام خویش به تردیدم می افکند که تو آن جرعه آبی که غلامان به کبوتران می نوشانند پیش تر از آن که خنجر به گلوگاهشان برند....

 
دوشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1387
سوزی است مرا در دل دانی که چه سان سوزی؟سوزی که وجود من بر باد دهد روزی/چون شاخه ای بر آتش می سوزم و می گریم/دیده قدح اشکی /دل مجمر پر سوزی

 
دوشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1387
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو/یا که دل از دیدن تو سیر شود بعد برو/تو اگر کوچ کنی بغض خدا میشکند/صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

 
دوشنبه 12 آذر ماه سال 1386

 

 عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی... آن وقت است که دیگر عشق نیست صدقه است

 


 
دوشنبه 12 آذر ماه سال 1386

 

 با زبان دل به نومیدی صدایت میکنم رو به من اور که با عشق اشنایت میکنم نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم در همان حالت که میمیرم دعایت میکنم

 


 
دوشنبه 12 آذر ماه سال 1386
 می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم

 
دوشنبه 12 آذر ماه سال 1386
زمان ان رسیده پرواز کنم به سوی تاریکی به سوی تنهایی سایه ها دنبالم می کنند به کدامین سو پرواز کنم خسته از روزهای تکراری دیگر هیچ کلاغی در این تاریکی در پی سایه ی خود نمی گرد کاش کلاغی بودم که هیچ کس نگاهی به او نمی کرد حرف ها از پشت ضربه ها می زنند کاش سکوت جای حرف ها بر سر زبان ها بود خیلی خسته ام افسرده

 
دوشنبه 12 آذر ماه سال 1386

 

 فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را دیگر چرا آفریدی؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد

 


 
دوشنبه 12 آذر ماه سال 1386

 

حقیقت انسان به آنچه اظهار می کند نیست ،بلکه حقیقت او نهفته درآن چیزی است که از اظهار آن عاجز است اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به نا گفته هایش گوش بسپار

 


 
دوشنبه 12 آذر ماه سال 1386
 بدترین درداین نیست که عشقت بمیره بدترین درداین نیست که به اونی که دوسش داری نرسی بدترین درداین نیست که عشقت بهت ناروبزنه بدترین درداینم نیست که عاشق یکی باشی واونم ندونه بدترین درداینه که یکی بمیره اونوقت بدونی دوستت داشته

 
دوشنبه 12 آذر ماه سال 1386
 از خدا پرسیدم خدایا چه چیزی تو را ناراحت میکند خداوند فرمودند : هر وقت بنده ای با من سخن میگوید چنان به حرفهای او گوش میدهم که گویی به جز او بنده دیگری ندارم ولی او چنان سخن می گوید که انگار من خدای همه هستم الا او

 
یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386
حقیقت آدمها آن نیست که بر شما آشکار می کنند. بلکه آن است که از آشکارکردنش بر شما عاجزند. بنابراین اگر می خواهید آنها را بشناسید، به آنچه می گویند گوش ندهید، بلکه به آنچه ناگفته می گذارند گوش بسپارید(جبران خلیل جبران

 
یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386

این قانون طبیعت است که هیچکس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد. ویلیام شکسپیر


 
یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386
دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی

 
یکشنبه 15 مهر ماه سال 1386
 چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعیت... پس از پایان یافتن! و زمان ... پس از گذشتن

 
یکشنبه 15 مهر ماه سال 1386
چه خوب است هر کس به عنوان اعلامیه جهانی حقوق من، آن را در اتاقش نصب کند و هر چند یک بار آن را بخواند: می خواهم بدون اسارت دوستت بدارم، با آزادی کنارت باشم، بدون اصرار تو را بخواهم، با احساس گناه ترکت نکنم، با سرزنش از تو انتقاد نکنم و با تحقیر به تو کمک نکنم، و اگر تو نیز با من چنین باشی، یکدیگر را غنی خواهیم کرد.

 
یکشنبه 15 مهر ماه سال 1386
حقیقت همان دروغی است که بارها و بارها تکرار شده است

 
یکشنبه 15 مهر ماه سال 1386
 روزها میگذرند عشق هامیمیرند رنگها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جای می مانند زندگی شوق تمنای همین خاطره هاست

 
یکشنبه 15 مهر ماه سال 1386
 تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست

 
یکشنبه 15 مهر ماه سال 1386

 

 فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست


 
یکشنبه 15 مهر ماه سال 1386

 

 یار ما طفل است و معشوقی نمیداند هنوز .......... خون عاشق را به جای شیر مادر میخورد

 


 
یکشنبه 8 مهر ماه سال 1386


برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن

 


 
یکشنبه 8 مهر ماه سال 1386
 خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف من زاده ی امروزم. خدایا جهنمت فرداست پس چرا امروز می سوزم

 
دوشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1386
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

 
یکشنبه 26 فروردین ماه سال 1386
 بوسه اسم است...چون عمومی است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدی بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند بوسه ضمیر است...چون از قید انسان خارج نیست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل میکند

 
یکشنبه 26 فروردین ماه سال 1386
عشق یعنی دو کبوتر پرواز. عشق یعنی دو قناری آواز. عشق یعنی تو مرا میرانی.... من به صد حوصله میآیم باز. عشق یعنی سخن دل گفتن. عشق یعنی تو و یک عالم راز

 
یکشنبه 26 فروردین ماه سال 1386
تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

 
یکشنبه 26 فروردین ماه سال 1386
 هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

 
پنجشنبه 3 اسفند ماه سال 1385


دوزخ چیزی است که وجود ندارد اما تو آن را می آفرینی و بهشت آن چیزی است که وجود دارد اما تو قبولش نداری . بهشت به آفرینش نیاز ندارد آن هم اکنون وجود دارد

 


 
پنجشنبه 3 اسفند ماه سال 1385
جرا کسی نظر نمیده

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 11622


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها