-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 آبانماه سال 1385 08:19
دیشب خواستم واسه دل خودم فال بگیرم وقتی فالنامه رو باز کردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دل من نداشت ........ تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 آبانماه سال 1385 08:09
شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این دل با نگاهی سرد پرپر می شود
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 آبانماه سال 1385 08:08
یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شاید منم یه روزمثل گل نیلوفر تنها بشم. سریع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتی که می بینم خودم مرداب شدم دنبال یه گل نیلوفر می گردم که از تنهایی نمیرم و حالا می فهمم گل نیلوفر مغرور نیست اون خودشو وقف مرداب کرده.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 آبانماه سال 1385 08:06
به خدا سوگند عشق معامله بدی است که در آن زندگی ات را به قیمت هیچ می بخشی و آخر سر هم چیزی به نام اعتماد را از تو می گیرند تا شاید خلاصت کنند، اما دریغ از جرعه ای رهایی
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 26 آبانماه سال 1385 09:56
زندگی اجبار است، مرگ انتظار است، عشق یک بار است، جدایی دشوار است، یاد تو تکرار است
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1385 16:15
حالا که همه چیز تموم شده فهمیدم که وقتم با تو حروم شده بهم ثابت شده عشق این زمونه مفت شده پس منم دلت میکنم مچاله میندازمش دور توی سطل زباله دارم میکنم فکر چاره که حالت بگیرم بکنمت آواره دیگه عشق نداره واسم معنی پشت میکنم بهت بدون تمنی نمیکنم بهت اعتنا منم میرم دنبال عشقم پی فردا
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1385 10:42
دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و ایین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است زندگی یعنی این
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1385 10:42
کاش مـی شـد در کنـارت عاشـق و دیوانـه بـودن خرابـت همدل وهـم خانـه بـودن بـا دل مســت و خیالـم خـواب ورویـای تودیـدن کاش مـی شـد در چشـم زیبـای تـو دیـدن در دل شـب مسـت بــودن پل بـه دنیـای دلـت زد کاش مـی شـد از نگاهـت مست چشمـان تـو بـودو بوسـه نـا غافلــت زد
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1385 10:40
عشق یعنی لحظه های التهاب , عشق یعنی لحظه های ناب ناب , عشق یعنی قطره و دریا شدن , عشق یعنی دیده بر در دوختن , عشق یعنی در فراقش سوختن
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1385 18:12
کنار بغض ترانه، فضا چه دلگیر است برای از تو بریدن، نگار من؛ دیر است به شوق با تو پریدن نمی زند قلبم ولی به پای رسیدن هنوز، زنجیر است
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1385 18:10
نمی گویم فراموشم مکن هـــــــــرگـــــــــــز ولی گاهی به یاد آور رفیقی را که می دانی نخواهی رفت از یادش
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1385 10:45
می توان دور بود ، ولی نزدیکتریـــــــــــــن . می توان نزدیک بود ، ولی دورتـــــــــــرین ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1385 10:42
آموخته ام که... باید شکر گزار باشیم که خداوند هر انچه را که از او می طلبیم ، به ما نمی دهد
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1385 10:41
بعد از مرگم به گورم بیا مبادا گورستان خلوتوحشت کنی زیرا در انجا قلب ارام خفته مبادا اشک بریزی زیزا چشمان من همرا با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرابه یاد بیاور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی انرا به یاد من زمزمه کن زیزا هرجا که باشی به یاد تو خواهم بود.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1385 10:36
صبر خواهم کرد من باز به امید تو در انتظار خواهم نشست.... هر چند که روزگار بی وفابال وپرم را بی رحمانه بشکند.... اما من فقط به خاطر تو صبر خواهم کرد
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 23 آبانماه سال 1385 20:01
من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 آبانماه سال 1385 20:07
حیف قلبم که یک روزی به تو دادمش امانت چشمای بارونی من کرده بودش به تو عادت به خدا جهنم هم جایی واسه تو نداره حیف آتیش که بخواهد روی سر تو بباره
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 آبانماه سال 1385 19:54
خدا کنه یه بار دیگه لحظه هارو مرور کنه از توی باغ خاطره یه بار دیگه عبور کنه خدا کنه یادش بیاد کجای دفترش بودم یادش بیاد تو باغ دل من گل پرپرش بودم اومدنش ساده نبود که رفتنش ساده باشه
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 آبانماه سال 1385 19:17
ما رو باش خیال می کردیم همیشه یکی رو داریم یکی که به وقت گریه سر رو شونه هاش بذاریم ما رو باش خیال می کردیم که یکی به فکرمون هست میون این همه وحشت توی این کوچه بن بست ما رو باش دل به کی بستیم چشم به راه کی نشستیم ما که واسه خاطر تو قرق ماهو شکستیم وقتی خورشید حقیقت از خواب قصه برآشفت تازه فهمیدم چه آسون چشم تو به من...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 آبانماه سال 1385 19:14
قول بده:چشمانت را به خاطر کسی که مفهوم نگاهت را نمی فهمدگریان نکنی.... گریه می کنم تا تو را در اشکهایم ببینم،اشکهایم را پاک میکنم تا....کسی تو رانبیند
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 آبانماه سال 1385 19:13
سهراب گفتی: چشمها را باید شست .... شستم ولی..........! گفتی جور دیگر باید دید..... دیدم ولی.........! گفتی زیر باران باید رفت........ رفتم ولی!!!! او نه چشمهای خیس و شسته ام را .. نه نگاه دیگرم را... هیچ کدام را ندید: فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: !! "دیوانه باران ندیده
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 آبانماه سال 1385 10:39
دل قطره ای بود و عشق دریایی، دل دریایی شد و عشق قطره ای. آتش دل عطش افزود و دریا در حسرت آتش سوخت. عشق به دل، دل باخت و دل به عشق، عشق ساخت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 آبانماه سال 1385 10:32
اگه کسی رو دوست داری،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که همیشه بالای سرش باشی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 آبانماه سال 1385 10:31
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه... می باره و می باره و... اینقدر می باره تا آبی شه... آفتابی شه...!!! کاش... کاش می شد مثل آسمون بود... کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 18 آبانماه سال 1385 18:02
اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی، تضمینی بر این نیست که اون هم همین کارو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه اینطور نشد، خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 18 آبانماه سال 1385 18:01
در یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد، در یک ساعت میشه کسی را دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد ولی یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 18 آبانماه سال 1385 10:37
اشک چشمام همیشه معنای حرفای منه صاحبه قلبه تو بودن توی رویایه منه . یه تبسم کنجه لبهات همه دنیای منه. چشمه تو مثل ستاره نور شبهای منه . چی میشد پیشم میموندی؟ این تمنایه منه!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 18 آبانماه سال 1385 10:36
همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط کسی ساخته می شود که شیرین ترین و شاد ترین لحظات را برای او ساخته است
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 آبانماه سال 1385 20:33
زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 آبانماه سال 1385 12:03
وقتی خداوند شما را به لبه پرتگاهی هدایت کرد، کاملا به او اعتماد کنید. چون یکی از این دو اتفاق خواهد افتاد: او شما را میگیرد اگر بیفتد یا اینکه یادتان میدهد چگونه پرواز کنید