تنهاترین ستاره
  
 سلام
 
اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
آرشیو

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 30 دی ماه سال 1385
عشق یعنی: بی تو هرگز .... پس بمان تا سحر از عاشقی با او بخوان عشق یعنی: هرچه داری نیم کن از برایش قلب خود تقدیم کن

 
سه شنبه 26 دی ماه سال 1385
دیشب تو فکرت بودم که یه قطره اشک از چشمام جاری شد........ از اشک پرسیدم چرا اومدی؟؟ گفت آخه تو چشمات کسی هست که دیگه اونجا جای من نیست

 
جمعه 22 دی ماه سال 1385
سرمایه های هر دلی ، حرفهائیه که واسه گفتن داره

 
جمعه 22 دی ماه سال 1385


یک نفر ..... یک جایی..... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکرمی‌کنه احساس می‌کنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو بهخاطر داشته باش یک نفر ..... یک جایی..... در حال فکر کردن به توست

 


 
پنجشنبه 21 دی ماه سال 1385
 کاش رویا هایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانونهایمان یک دم رعایت می شدند اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشم هایمان با صداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم کاشکی دلها همه مردانه قسمت میشدند

 
پنجشنبه 21 دی ماه سال 1385


من دلم تنگ کسی است که به دلتنگی من می خندد . باور عشق برایش سخت است .ای خدا باز به یاری نسیم سحر می شود ایا، دل به نازک دل من بربندد ؟؟؟

 


 
پنجشنبه 21 دی ماه سال 1385


نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی که برایم شکستی .... .. بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی .... و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی

 


 
چهارشنبه 20 دی ماه سال 1385
خدایی که صاحب دنیا و اخرتی رحم کن به کسی که نه دنیایی دارد و نه اخرتی

 
چهارشنبه 20 دی ماه سال 1385


مثل یک پرنده کوچک بر بال نسیم سوار شویم و پرواز به انتها.......... همیشه آغاز کردن سخت است و پایان یافتن دلگیر سرک بکشم به هوای پاک زندگی و لابلای شاخ و برگهایش چه شیرین است شهد زندگی ولی به کام من بسی تلخ است

 


 
چهارشنبه 20 دی ماه سال 1385


مثل یک پرنده کوچک بر بال نسیم سوار شویم و پرواز به انتها.......... همیشه آغاز کردن سخت است و پایان یافتن دلگیر سرک بکشم به هوای پاک زندگی و لابلای شاخ و برگهایش چه شیرین است شهد زندگی ولی به کام من بسی تلخ است

 


 
سه شنبه 19 دی ماه سال 1385


اگر از چشمهایت پرسیدند بگو ندیدمش .. اگر از گوشهایت پرسیدند بگو ندیدمش .. اگر دستهایت لرزیدند بگو به خاطر سردی هواست .. اگر پاهایت سست شدند بگو به خاطر ضعف است .. ولی اگر دلت لرزید دست کم با خودت رو راست باش و نگو که دوستش نداری

 


 
دوشنبه 18 دی ماه سال 1385

به تو به کوه قسم دادم که شاهد تنهایی ام باشد.به تو به باران قسم دادم که رقیب اشکهایم باشد. به تو به باد قسم دادم که مرا به دیار عاشقان برد.. به تو قسم می دهم که هیچ گاه مرا ترک نکنی.

 


 
یکشنبه 17 دی ماه سال 1385


زمان طولانی میشه واسه اونایی که غصه دارن . کوتاه میشه واسه اونایی که شادن . دیر میگذره برای اونایی که منتظرن . زود میگذره برای اونایی که عجله دارن. اما ...... اما ابدی میشه برای اونایی که عاشقن

 


 
یکشنبه 17 دی ماه سال 1385


شعرست و عشق اینجاست، تنهاست قلب عاشق من یک غزل سرودم اینجاست قلب عاشق اینجا میان غربت ،باران مرا نخوانده اما ز اشک پنهان، دریاست قلب عاشق تیره است و تار اینجا، من با همه غریبم اما بدان غریبه، دنیاست قلب عاشق حرفی نگفتم از عشق، یادی نکردم از درد اما همیشه با اشک، رسواست قلب عاشق من گریه کردم آن شب، ای کاش دیده بودی از پشت اشک دیده، یداست قلب عاشق

 


 
یکشنبه 17 دی ماه سال 1385


بخار دهنم روی شیشه ، تو زمستون ، ثابت می کنه من هنوز زنده ام ، اما خیلی سریع محو می شه تا ثابت کنه زندگی چقدر کوتاهه ، دوباره ها می کنم تا زندگی ادامه داشته باشه

 


 
یکشنبه 17 دی ماه سال 1385


اری اغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست

 


 
یکشنبه 17 دی ماه سال 1385


متین ترین کلمه "عشق" است. جذاب ترین کلمه "آشنایی" است. پاکترین کلمه "وجدان" است. تلخترین کلمه "جدایی" است. زشترین کلمه "خیانت" است. سخت ترین کلمه "تنهایی"بد ترین کلمه "بی وفایی " است

 


 
یکشنبه 17 دی ماه سال 1385


تکیه به شونه هام نکن... من از تو افتاده ترم.... ما که به هم نمیرسیم... بسه دیگه! بذار برم..... کی گفته بود به جرم عشق؟ یه عمری پرپرت کنم... یه گوشه ای کنج قفس... چادر غم سرت کنم.... من نه قلندر میشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همینو بس! غصه نداره...بی کسیم!

 


 
شنبه 16 دی ماه سال 1385
عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق با حسرت دیدار تو بودن زیباست

 
شنبه 16 دی ماه سال 1385


عشق گلی است که اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید، هرگز قادر نخواهید بود که آن را دوباره جمع کنید

 


 
پنجشنبه 14 دی ماه سال 1385


تو همسفر طلایی خورشیدی یک باغ پر از ستاره امیدی ای کاش در آن لحظه که می رفتی زود از غربت انتظار می پرسیدی محبان را غم محبوب سخت است فراق مهربان خوب سخت است زهستی دل بریدن نیست مشکل ولی دل کندن از محبوب سخت است

 


 
پنجشنبه 14 دی ماه سال 1385


برای هزارمین بار پرسید:تاحالا شده من دلت را بشکنم؟ منم برای هزارمین بار به دروغ گفتم نه هیچ وقت!!! تا مبادا دلش بشکنه

 


 
پنجشنبه 14 دی ماه سال 1385
بودنم را هیچ کس باور نداشت هیچ کس کاری به کار من نداشت بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ او که خوابیدست در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نداشت ...

 
چهارشنبه 13 دی ماه سال 1385
روزی از من پرسید بزرگترین آرزوی تو چیست :گفتم تحقق یافتن آرزوی تو.افسوس ندانستم آرزوی او جدایی از من است

 
سه شنبه 12 دی ماه سال 1385
 سکوتم را به باران هدیه دادم * تمام زندگی را گریه کردم * نبودی* در فراق شانهایت * به هر خاکی رسیدم تکیه کردم

 
سه شنبه 12 دی ماه سال 1385
دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگــرنگــــاه کنیم

 
سه شنبه 12 دی ماه سال 1385


در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جای در این منزل ویرانه ندارد دل را به کف هر که نهم باز پس آرد کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

 


 
سه شنبه 12 دی ماه سال 1385
عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نیستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهایی گفتم:تا تورو دارم تنها نیستم موندو هم دم و مونسم شد

 
دوشنبه 11 دی ماه سال 1385


مرداب برای به دست آوردن نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره، پس اگه کسی رو دوست داری، برای داشتنش صبر کن

 


 
دوشنبه 11 دی ماه سال 1385
اخرین بار که اورا دیدم گردنبند صلیبی به او هدیه کردم گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هدیه می دهی!؟ گفتم:بر سر هر گوری صلیبی می نهند این صلیب را بر گردنت بالای قلبت بیاویز زیرا انجا گورستان عشق من است

   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 12929


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها