تنهاترین ستاره
  
 سلام
 
اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
آرشیو

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 30 آبان ماه سال 1385
هر کی نظر نده....

 
یکشنبه 28 آبان ماه سال 1385
تفاوتهای خون و اشک 1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بیرنگه درد عشقه . 2.خون وقتی میاد بیرون میسوزه اما اشک اول میسوزه بعد بیرون میاد. 3.خون مال زخم جسمه ولی اشک مال زخم روحه. 4.جای زخم خون خوب میشه ولی مال اشک خوب نمیشه. 5.خون همیشه مال درد و غمه ولی اشک بعضی وقتا مال خوشحالیه

 
شنبه 27 آبان ماه سال 1385


دیشب خواستم واسه دل خودم فال بگیرم وقتی فالنامه رو باز کردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دل من نداشت ........ تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست

 


 
شنبه 27 آبان ماه سال 1385


 

شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این دل با نگاهی سرد پرپر می شود

 


 
شنبه 27 آبان ماه سال 1385


 

یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شاید منم یه روزمثل گل نیلوفر تنها بشم. سریع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتی که می بینم خودم مرداب شدم دنبال یه گل نیلوفر می گردم که از تنهایی نمیرم و حالا می فهمم گل نیلوفر مغرور نیست اون خودشو وقف مرداب کرده.

 


 
شنبه 27 آبان ماه سال 1385
به خدا سوگند عشق معامله بدی است که در آن زندگی ات را به قیمت هیچ می بخشی و آخر سر هم چیزی به نام اعتماد را از تو می گیرند تا شاید خلاصت کنند، اما دریغ از جرعه ای رهایی

 
جمعه 26 آبان ماه سال 1385
زندگی اجبار است، مرگ انتظار است، عشق یک بار است، جدایی دشوار است، یاد تو تکرار است

 
پنجشنبه 25 آبان ماه سال 1385
حالا که همه چیز تموم شده فهمیدم که وقتم با تو حروم شده بهم ثابت شده عشق این زمونه مفت شده پس منم دلت میکنم  مچاله میندازمش دور توی سطل زباله دارم میکنم فکر چاره که حالت بگیرم بکنمت آواره دیگه عشق نداره واسم معنی پشت میکنم بهت بدون تمنی نمیکنم بهت اعتنا منم میرم دنبال عشقم پی فردا

 
پنجشنبه 25 آبان ماه سال 1385


دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و ایین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است زندگی یعنی این

 


 
پنجشنبه 25 آبان ماه سال 1385


 کاش مـی شـد در کنـارت عاشـق و دیوانـه بـودن خرابـت همدل وهـم خانـه بـودن بـا دل مســت و خیالـم خـواب ورویـای تودیـدن کاش مـی شـد در چشـم زیبـای تـو دیـدن در دل شـب مسـت بــودن پل بـه دنیـای دلـت زد کاش مـی شـد از نگاهـت مست چشمـان تـو بـودو بوسـه نـا غافلــت زد

 


 
پنجشنبه 25 آبان ماه سال 1385


عشق یعنی لحظه های التهاب , عشق یعنی لحظه های ناب ناب , عشق یعنی قطره و دریا شدن , عشق یعنی دیده بر در دوختن , عشق یعنی در فراقش سوختن

 


 
چهارشنبه 24 آبان ماه سال 1385
 کنار بغض ترانه، فضا چه دلگیر است برای از تو بریدن، نگار من؛ دیر است به شوق با تو پریدن نمی زند قلبم ولی به پای رسیدن هنوز، زنجیر است

 


 
چهارشنبه 24 آبان ماه سال 1385


 

نمی گویم فراموشم مکن هـــــــــرگـــــــــــز ولی گاهی به یاد آور رفیقی را که می دانی نخواهی رفت از یادش
 


 
چهارشنبه 24 آبان ماه سال 1385


می توان دور بود ، ولی نزدیکتریـــــــــــــن . می توان نزدیک بود ، ولی دورتـــــــــــرین ...

 


 
چهارشنبه 24 آبان ماه سال 1385


آموخته ام که... باید شکر گزار باشیم که خداوند هر انچه را که از او می طلبیم ، به ما نمی دهد

 


 
چهارشنبه 24 آبان ماه سال 1385


 بعد از مرگم به گورم بیا مبادا گورستان خلوتوحشت کنی زیرا در انجا قلب ارام خفته مبادا اشک بریزی زیزا چشمان من همرا با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرابه یاد بیاور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی انرا به یاد من زمزمه کن زیزا هرجا که باشی به یاد تو خواهم بود.

 


 
چهارشنبه 24 آبان ماه سال 1385
صبر خواهم کرد من باز به امید تو در انتظار خواهم نشست.... هر چند که روزگار بی وفابال وپرم را بی رحمانه بشکند.... اما من فقط به خاطر تو صبر خواهم کرد

 
سه شنبه 23 آبان ماه سال 1385
من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم

 
دوشنبه 22 آبان ماه سال 1385

حیف قلبم که یک روزی به تو دادمش امانت چشمای بارونی من کرده بودش به تو عادت

به خدا جهنم هم جایی واسه تو نداره حیف آتیش که بخواهد روی سر تو بباره


 
دوشنبه 22 آبان ماه سال 1385

خدا کنه یه بار دیگه لحظه هارو مرور کنه از توی باغ خاطره یه بار دیگه عبور کنه خدا کنه یادش بیاد کجای دفترش بودم یادش بیاد تو باغ دل من گل پرپرش بودم اومدنش ساده نبود که رفتنش ساده باشه

 


 
یکشنبه 21 آبان ماه سال 1385


 ما رو باش خیال می کردیم همیشه یکی رو داریم یکی که به وقت گریه سر رو شونه هاش بذاریم ما رو باش خیال می کردیم که یکی به فکرمون هست میون این همه وحشت توی این کوچه بن بست ما رو باش دل به کی بستیم چشم به راه کی نشستیم ما که واسه خاطر تو قرق ماهو شکستیم وقتی خورشید حقیقت از خواب قصه برآشفت تازه فهمیدم چه آسون چشم تو به من دروغ گفت هاج و واج رد نگاتو به گلای قالی دوختی بگو اون همه عشقو به چه قیمتی فروختی؟ تو به فکر من نبودی توی گرگ و میش مهتاب حتی اندازه چشمی که یهو می پره

 


 
یکشنبه 21 آبان ماه سال 1385
قول بده:چشمانت را به خاطر کسی که مفهوم نگاهت را نمی فهمدگریان نکنی.... گریه می کنم تا تو را در اشکهایم ببینم،اشکهایم را پاک میکنم تا....کسی تو رانبیند

 
یکشنبه 21 آبان ماه سال 1385
 سهراب گفتی: چشمها را باید شست .... شستم ولی..........! گفتی جور دیگر باید دید..... دیدم ولی.........! گفتی زیر باران باید رفت........ رفتم ولی!!!! او نه چشمهای خیس و شسته ام را .. نه نگاه دیگرم را... هیچ کدام را ندید: فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: !! "دیوانه باران ندیده

 
شنبه 20 آبان ماه سال 1385
دل قطره ای بود و عشق دریایی، دل دریایی شد و عشق قطره ای. آتش دل عطش افزود و دریا در حسرت آتش سوخت. عشق به دل، دل باخت و دل به عشق، عشق ساخت

 
شنبه 20 آبان ماه سال 1385
اگه کسی رو دوست داری،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که همیشه بالای سرش باشی

 
شنبه 20 آبان ماه سال 1385
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه... می باره و می باره و... اینقدر می باره تا آبی شه... ‌آفتابی شه...!!! کاش... کاش می شد مثل آسمون بود... کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده!

 
پنجشنبه 18 آبان ماه سال 1385
اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی، تضمینی بر این نیست که اون هم همین کارو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه اینطور نشد، خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده

 
پنجشنبه 18 آبان ماه سال 1385
در یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد، در یک ساعت میشه کسی را دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد ولی یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد.

 
پنجشنبه 18 آبان ماه سال 1385
اشک چشمام همیشه معنای حرفای منه صاحبه قلبه تو بودن توی رویایه منه . یه تبسم کنجه لبهات همه دنیای منه. چشمه تو مثل ستاره نور شبهای منه . چی میشد پیشم میموندی؟ این تمنایه منه!

 
پنجشنبه 18 آبان ماه سال 1385
همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط کسی ساخته می شود که شیرین ترین و شاد ترین لحظات را برای او ساخته است

   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 12899


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها