تنهاترین ستاره
  
 سلام
 
اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
آرشیو

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 29 مهر ماه سال 1385

گفتمش: دل می‏خری؟!

 پرسید چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

 دل ز دستش روی خاک افتاده بود

 جای پایش روی دل جا مانده بود


 
چهارشنبه 26 مهر ماه سال 1385

ابی تر از انم که بی رنگ بمیرم

از شیشه نبودم که از سنگ بمیرم

تقصیره کسی نیست که اینگونه غزیبم

شاید خدا خواست که دل تنگ بمیرم


 
چهارشنبه 26 مهر ماه سال 1385

هست ان نیست که هر لحظه کنارت باشد

هست ان است که هر لحظه به یادت باشد


 
دوشنبه 24 مهر ماه سال 1385
خدا را دوست دارم

نمی دونم تا حالا به این حس زسیدید که هیچ کس را ندارید و هیچ کس نیست که تو مشکلات کمکت کن

اما بدون یکی اون بالا نشسته که هیچ وقت تنهات نمیگذاره فقط باید صداش کنی و ازش کمک بخواهی اون موقع جوابت میده فقط صداش کن...

اگه صداش کردی و جواب نداد مطمئن باش از ته قلبت نبوده ۱ بار از ته قلبت صدا کن حتما جواب میده امتحان کن من امتحان کردم

 


 
دوشنبه 24 مهر ماه سال 1385
...
وانگاه که در نهایت بی کسیم کسی را طلب کردم کسی نبود که بی کسیم را بفهمد

 
شنبه 22 مهر ماه سال 1385
سلام
سلام من امدم اما نمیدونم چی بنویسم

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 12901


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها